نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 6 روز سن داره

فرشته کوچولو

مهمون کوچولو

نه نه نه، اشتباه نکنید من یه قل بیشتر نیستم، ایشون محمد امین پسردایی منه که 37 روز از من بزرگتره و اومده دیدنم. خوش اومدی عزیزم ...
27 شهريور 1390

تجربه تلخ

متاسفانه روز پنجم تولدم بخاطر بیماری زردی بستری شدم و یه شب داغ رو توی این دستگاه تجربه کردم. آخیش بالاخره یه تنفس بهم دادن، دیگه داشتم میپختم. ...
26 شهريور 1390

اولین لباس

این اولین لباس منه، مامانی (مامان مامانم) برام خریده و مامان جون (مامان بابام) برده کربلا متبرک کرده دست همه مامانا درد نکنه  وای چه قدر مامان، خیلی گفتم مامان ؟ آخه قشنگه، مگه نه؟ ...
22 شهريور 1390

خونه

بالاخره روز سه شنبه ١٣٩٠/٠٦/٢٢ ساعت ٣ بعداز ظهر طی انجام مراسم استقبال (کشتن گوسفند و دود کردن اسفند و ماچ و بوسه و....) اومدم خونه هورااااااااااااااا ای بابا وقتی کلاه از سر آدم برمیدارین حداقل یه شونه به سرم بزنید ...
22 شهريور 1390

من اومدم

خدای من چه سفر طولانی بود بالاخره بعد از گذشت 9 ماه و 6 روز یا به عبارتی 40 هفته تمام با وزن 3/405 کیلوگرم و قد 50 سانتیمتر در یک روز گرم تابستانی دوشنبه مورخ ١٣٩٠/٠٦/٢١ ساعت ١٧:٤٠ در بیمارستان بهمن به دنیا اومدم. این عکس چند دقیقه بعد از تولد در اتاق عمل گرفته شده خانم عکاس نمیدونه که من هم خستمه هم گشنمه مامــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان کجایی؟ ...
21 شهريور 1390